تبلیغات
- گذار به دموكراسی کتاب "گذار به دموکراسی" چهارمین کتاب از مجموعه دانش سیاسی است که در مؤسسه پژوهشی نگاه معاصر تهیه میشود. این مجموعه با گزینش و نظارت دکتر حسین بشیریه استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در حال انجام است. درسهای دموکراسی برای همه، آموزش دانش سیاسی، دیباچهای بر جامعه شناسی سیاسی ایران (دوره جمهوری اسلامی) و سه کتاب قبلی این مجموعه هستند.
- حسین بشیریه
- نشر نگاه معاصر
- 340 صفحه
- ۵۷۰۰ تومان
"نوسان ساختار قدرت سیاسی در رژیم فعلی ایران به گونهای است که میتوان از امتناع ساختاری گذار به دموکراسی در آن سخن گفت." این نتیجهای است که حسین بشیریه در پایان یکی از فصلهای کتاب "گذار به دموکراسی" میگیرد. کتاب "گذار به دموکراسی" مجموعهای است از چند مقاله که به کوشش حسین بشیریه منتشر شده است.
در این کتاب، سه مقاله به قلم حسین بشیریه، چهار مقاله ترجمه شده از زبان انگلیسی و یک مقاله، نوشتهی منصور انصاری است. سه مقالهای كه نوشتهی حسین بشیریه است و سه فصل اول کتاب را تشکیل میدهند، در واقع چهارچوب اصلی آرای مطرح شده در کتاب هستند و مقالات بعدی به نوعی به مسائل فرعیتر در زمینهی "گذار به دموکراسی" میپردازند. عنوان اولین مقالهی این کتاب، "موج جدید نظریههای گذار به دموکراسی" است. بشیریه در این مقاله بیشتر نظریههای متأخر درباره گذار از رژیمی غیر دموکراتیک به رژیمی دموکراتیک را بررسی میکند. او نظریههایی را که درباره شکلهای مختلف گذار از رژیم اقتدارطلب به نظام دموکراتیک، زمینههای اجتماعی و کارگزاران گذار به دموکراسی و فرایند استقرار و تحکیم دموکراسی در کوتاه مدت وجود دارد، صرفا مطرح میکند تا در مقالات بعد با استفاده از این پایهی نظری نمونههای واقعی گذار به دموکراسی و نیز مورد ایران را تحلیل کند. یکی از نکات مهم این مقاله، تأکیدی است که بشیریه بر نقش نخبگان حاکم (هیأت حاکمه) در فرایند دموکراتیزاسیون میکند. او مینویسد «این باور رایج که دموکراسی در نتیجهی عواملی چون رشد اقتصادی، توسعه و بالا رفتن سطح سواد به وجود میآید در سالهای اخیر به نقد کشیده شده است».
به نوشتهی او، در نظریههای جدید آن عوامل دیگر شرط کافی برای دموکرات شدن نیستند، هرچند هنوز شرط لازم به حساب میآیند. در تئوریهای جدید ترکیب هیأت حاکمه، وزن نیروهای اقتدارگرا و تحولخواه در این هیأت، چگونگی تعامل این نیروها با یکدیگر و مسائلی از این قبیل نقش زیادی در گذار به دموکراسی و یا منتفی شدن گذار به دموکراسی در یک نظام سیاسی دارند.
دومین مقالهی کتاب، به بررسی زمینهها و دلایل فروپاشی نظامهای غیردموکراتیک میپردازد. در این مقاله بحرانهای سیاسی که ممکن است به فروپاشی یک نظام غیردموکراتیک بیانجامد و نیز ویژگیهای اجتماعی تأثیرگذار بر فروپاشی یک رژیم غیردموکراتیک بررسی شده است. به عقیدهی بشیریه، یک نظام سیاسی غیردموکراتیک ممکن است در سطح سیاسی به چهار نوع بحران (بحران مشروعیت، کارآمدی، همبستگی و ایدئولوژی) دچار شود. از طرف دیگر او عقیده دارد که چهار ویژگی و زمینهی اجتماعی عمده وجود دارد که میتواند بر فروپاشی رژیم غیردموکراتیک و گذار آن به یک نظام دموکراتیک مؤثر باشد. حسین بشیریه از نارضایتی عمومی، سازماندهی این نارضایتی، ایدئولوژی مخالفت و مقاومت و رهبری مخالفان حکومت به عنوان چهار مورد از عوامل مؤثر بر گذار نام میبرد.
در پایان فصل دوم کتاب، تک تک این شاخصها در چهارده کشور به عنوان نمونه بررسی شده است. بشیریه سعی کرده است نظریه خود را با تطبیق بر شرایط کشورهای آرژانتین، برزیل، شیلی، پرتغال، اسپانیا، یونان، لهستان، روسیه، کره جنوبی و تایوان به عنوان نمونههای موفق و سودان، ایران، برمه و پاکستان به عنوان نمونههای ناموفق "گذار به دموکراسی" بیازماید. شاید این بررسی که به نوعی تاریخ مختصر این کشورها در سالهای گذشته نیز هست، یکی از جذابترین بخشهای کتاب باشد.
بشیریه در سومین فصل کتاب سعی میکند پایه نظریای را که در دو مقاله قبل بنا کرده است، برای تحلیل موانع گذار به دموکراسی در ایران به کار گیرد. او در آخرین بخش مقاله قبل و در جایی که نمونههای موفق و ناموفق گذار به دموکراسی را بررسی میکند، ایران را بین کشورهای غیردموکراتیک مینشاند و حکومت فعلی آن را "حکومت دینی در شکل ولایت فقها" مینامد.
بشیریه عقیده دارد در بین نظریههایی که در مقاله اول مطرح کرده، نظریهای که نقش نخبگان حاکم در فرایند گذار به دموکراسی و یا امتناع گذار به دموکراسی را نقشی اساسی میبیند، برای تحلیل شرایط ایران مناسبتر است. او مینویسد: «گرچه از حیث عوامل ساختاری و درازمدت مثل توسعه اقتصادی، گسترش آموزش و ارتباطات، نوسازی اجتماعی، گسترش طبقه متوسط جدید، پیدایش جامعه مدنی و غیره زمینههای مناسب برای گذار به دموکراسی در ایران فراهم آمده است اما از حیث عوامل سیاسی و کوتاه مدت، گذار موردنظر دچار امتناع شده است».
بشیریه همچنین در پایان این مقاله نتیجه میگیرد که رژیم سیاسی فعلی ایران از لحاظ ساختاری امکان تبدیل شدن به یک رژیم دموکراتیک را ندارد:
«به نظر میرسد که ساختار قدرت سیاسی با توجه به مبانی حقوقی و اجتماعی نظام، مستعد ایجاد یکی از سه شکل رژیم است: یکی پوپولیسم که محصول تمرکز و انحصار قدرت سیاسی از یک سو و جامعه تودهای فعال و بسیج پذیر بود، به نحوی که در دهه ۱۳۶۰ پدیدار شد. دوم شبه دموکراسی معلق که برآیند میزانی از عدم تمرکز و رقابت در قدرت سیاسی از یک سو و جامعه مدنی نسبتا فعال بود، به شیوهای که در دوران اصلاحات مشاهده شده است. و سوم رژیم محتملی که به واسطه تعلیق فرایند گذار به دموکراسی پدید میآید و حاصل ترکیب تمرکز و انحصار قدرت سیاسی از یک سو و ظهور جامعه تودهای منفعل و یا بسیجناپذیر از سوی دیگر است. به عبارت دیگر، با توجه به نوسان ساختار قدرت سیاسی میان سه شکل رژیم نامبرده میتوان از امتناع ساختاری گذار به دموکراسی در آن سخن گفت».
چهار مقالهی بعدی این کتاب، مقالات ترجمه شده هستند. مقاله چهارم "آیا همهی دنیا میتواند دموکراتیک شود؟" را "لاری دیاموند" نوشته و الناز علیزاده اشرفی آن را ترجمه کرده است. بنا بر نوشته دیاموند، پاسخ این مقاله به پرسشی که در نام مقاله مطرح شده، مثبت است.
نویسنده مقاله بعدی "مردم دموکراسی را چگونه میبینند" نیز لاری دیاموند است. این مقاله که منصور انصاری آن را ترجمه کرده، تحلیلی از یافتههای یک نظرسنجی عمومی در چهار منطقهی جهان (کشورهای کمونیستی سابق، آمریکای لاتین، آسیای شرقی و آفریقا) است.
ششمین مقاله کتاب، "مشکلات گذارهای همزمان" را لسلی الیوت آرمیجو، توماس جی. بی یر استکر و آبراهام ف. لاونتال نوشته اند و ابوالفضل دلاوری آن را ترجمه کرده است.
"سازمانهای بین المللی و ظهور دموکراسی" عنوان هفتمین مقاله کتاب است که مری کمر فورد کوپر آن را نوشته و علیرضا نامور حقیقی آن را به فارسی برگردانده است.
آخرین مقالهی کتاب نیز "چالشها و فرصتهای فراروی گذار به دموکراسی" نوشتهی منصور انصاری است.
فهرست مطالب